به گزارش عصر تهران، ادامه جنگ آمریکا و ایران در حالی بازار انرژی جهان را تحت فشار قرار داده که معاملهگران نفت و سیاستگذاران با یک پرسش اساسی مواجهاند: آیا ذخایر جهانی نفت برای جبران اختلالی که میتواند به بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار نفت تبدیل شود، کافی است؟
پاسخ به این پرسش ساده نیست. میزان نفت موجود در انبارها تنها یک بخش از مسئله است. سرعت دسترسی به ذخایر، امکان انتقال آنها به بازار و نوع نفت یا فرآورده موجود نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد.
کسری عرضه نفت همچنان ادامه دارد
مدت زمانی که ذخایر میتوانند در برابر بحران دوام بیاورند، مستقیماً به اندازه اختلال عرضه بستگی دارد.
برآورد مدیرعامل آرامکو نشان میدهد از زمان آغاز جنگ، حدود ۲.۶ میلیارد بشکه نفت از بازار جهانی خارج شده است. این میزان بر اساس محاسبات منتشرشده، از نظر حجم تجمعی، در زمره بزرگترین اختلالهای عرضه در تاریخ بازار نفت قرار میگیرد.
۲.۶ میلیارد بشکه معادل حدود ۲۵ روز مصرف جهانی نفت پیش از جنگ است؛ زمانی که تقاضای جهان حدود ۱۰۳ میلیون بشکه در روز برآورد میشد.
با این حال، کاهش تقاضا در چین طی ماههای اخیر باعث شده مصرف جهانی نفت نسبت به پیش از جنگ پایینتر باشد. همین موضوع تا حدودی از شدت کسری بازار کاسته است.
بسیاری از تحلیلگران کسری فعلی عرضه نسبت به تقاضا را حدود ۵ میلیون بشکه در روز برآورد میکنند. برآورد آرامکو اما از کاهش روزانه حدود ۱۱ میلیون بشکه از عرضه نفت در منطقه خلیج فارس حکایت دارد.
این فشار در ماه ژوئیه با اختلال در خط لوله کنسرسیوم خط لوله خزر نیز تشدید شد. این خط لوله روزانه حدود ۱.۸ میلیون بشکه نفت جابهجا میکند.
ذخایر اضطراری برای چند ماه کافی است؟
آژانس بینالمللی انرژی در ماه مارس با توجه به ابعاد بحران، آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری اعضای خود را تصویب کرد. این بزرگترین اقدام هماهنگ برای آزادسازی ذخایر نفتی در تاریخ این نهاد است.
آژانس بینالمللی انرژی در سال ۱۹۷۴ و پس از شوک نفتی ناشی از تحریم کشورهای عربی ایجاد شد. ذخایر مورد استفاده در سازوکار این نهاد شامل ذخایر دولتی و بخشی از ذخایر الزامی صنعت نفت است.
برآوردهای موجود، مجموع ذخایر دولتی و تجاری مرتبط با اعضای آژانس را حدود ۱.۵ میلیارد بشکه نشان میدهد. اگر کسری عرضه روزانه ۵ میلیون بشکه باقی بماند، این حجم در محاسبهای ساده برای حدود ۳۰۰ روز کفایت میکند.
اما تمام این نفت قابل آزادسازی فوری نیست. دولتها بر ذخایر راهبردی کنترل مستقیم دارند، در حالی که ذخایر تجاری ممکن است برای عملیات پالایشگاهها یا تعهدات تجاری مورد نیاز باشند.
بر همین اساس، حدود ۹۰۰ میلیون بشکه از ذخایر دولتی را میتوان مبنای محتاطانهتری برای محاسبه توان واکنش اضطراری دانست. در صورت حفظ کسری ۵ میلیون بشکهای، این حجم حدود ۱۸۰ روز پوشش ایجاد میکند.
آژانس بینالمللی انرژی تأکید کرده است که آزادسازی ذخایر یک راهکار کوتاهمدت است و بازگشت جریان عادی نفت از تنگه هرمز همچنان مهمترین عامل برای ثبات پایدار بازار خواهد بود.
ذخایر آمریکا به پایینترین سطح چند دهه اخیر رسیده است
بخش قابلتوجهی از ذخایر اضطراری جهان در آمریکا قرار دارد، اما ذخیره راهبردی نفت این کشور پس از برداشتهای اخیر با محدودیتهای جدی روبهرو شده است.
گزارشهای رسمی نشان میدهد موجودی ذخیره راهبردی نفت آمریکا در سال ۲۰۲۶ به پایینترین سطوح از اوایل دهه ۱۹۸۰ رسیده است. این ذخیره پس از برداشت اضطراری ۱۷۲ میلیون بشکهای مرتبط با بحران، با کاهش قابلتوجه موجودی مواجه شده است.
گزارش اداره پاسخگویی دولت آمریکا همچنین نشان میدهد توان عملیاتی این ذخیره تحت تأثیر فرسودگی زیرساختها قرار گرفته است. بر اساس این ارزیابی، در پایان سال ۲۰۲۵ توان مؤثر برداشت نفت از ذخیره حدود ۶۱ درصد ظرفیت طراحی و توان تزریق مجدد حدود ۵۶ درصد بوده است.
بیش از یکچهارم نفت موجود در ذخیره در پایان سال ۲۰۲۵ نیز به دلیل عملیات ساختوساز یا مشکلات مرتبط با مخازن، در دسترس برداشت فوری نبوده است.
این مسئله اهمیت یک تفاوت اساسی را نشان میدهد: حجم نفت موجود با حجم نفت قابل عرضه به بازار یکسان نیست.
چرا بخشی از ذخایر عملاً قابل استفاده نیست؟
ذخایر نفتی جهان تنها شامل نفت موجود در مخازن دولتی نیست. بخشی از این نفت در اختیار شرکتهای تجاری، پالایشگاهها، مخازن صنعتی و حتی نفتکشهای در حال حرکت قرار دارد.
نفت موجود روی آب نیز لزوماً یک ذخیره آزاد برای مقابله با بحران نیست. در بسیاری از موارد، این محمولهها قبلاً فروخته شدهاند و در مسیر انتقال به مقصد قرار دارند.
بنابراین، افزایش عدد ذخایر جهانی الزاماً به معنای افزایش همان میزان ظرفیت واکنش به بحران نیست.
همین مسئله باعث شده است بازار نفت نسبت به ادامه اختلال در عرضه حساستر شود. هرچه بحران طولانیتر شود، سهم ذخایری که واقعاً امکان ورود سریع به بازار را دارند، کاهش پیدا میکند.
کمبود گازوئیل و سوخت جت نگرانکنندهتر است
ریسک بحران تنها به نفت خام محدود نمیشود. در شرایط کنونی، بازار فرآوردههای نفتی، بهویژه گازوئیل و سوخت جت، آسیبپذیری بیشتری نشان میدهد.
آژانس بینالمللی انرژی نیز تأکید کرده است که گازوئیل، سوخت جت و گاز مایع از جمله محصولاتی هستند که در جریان بحران بیشترین فشار را متحمل شدهاند. خاورمیانه علاوه بر نقش مهم در تولید نفت خام، یکی از مناطق مهم صادرات فرآوردههای پالایشی نیز محسوب میشود.
بر اساس ارزیابیهای بازار، ذخایر جهانی گازوئیل و سوخت جت در پایینترین محدوده پنجساله قرار دارند. حملات و آسیبهای واردشده به برخی پالایشگاهها در خاورمیانه و روسیه نیز فشار بر بازار فرآوردهها را افزایش داده است.
این شرایط میتواند حتی در صورت وجود نفت خام کافی، بازار مصرفکننده را با کمبود سوخت مواجه کند؛ زیرا تبدیل نفت خام به فرآورده و انتقال آن به مناطق مصرفکننده به ظرفیت پالایشی، زیرساخت حملونقل و امنیت مسیرهای تجاری نیاز دارد.
چین از موقعیت ذخیرهای بهتری برخوردار است
در میان اقتصادهای بزرگ جهان، چین به دلیل حجم بالای ذخایر نفتی خود از موقعیت متفاوتی برخوردار است.
چین میزان دقیق ذخایر نفت خام خود را بهطور عمومی اعلام نمیکند. با این حال، برآوردهای مؤسسات تخصصی، حجم ذخایر این کشور را در محدودهای بین یک تا ۱.۷ میلیارد بشکه قرار میدهند.
برآورد بالاتر، یعنی حدود ۱.۷ میلیارد بشکه، نشان میدهد چین میتواند در صورت تداوم شرایط فعلی، بخش قابلتوجهی از نیاز وارداتی خود را از ذخایر داخلی پوشش دهد.
اگر این کشور واقعاً حدود ۱.۷ میلیارد بشکه ذخیره در اختیار داشته باشد، چنین حجمی میتواند واردات پیش از جنگ چین از مسیر تنگه هرمز را که حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشد، برای نزدیک به یک سال پوشش دهد.
البته این محاسبه صرفاً یک سناریوی نظری است. همه ذخایر چین الزاماً نفت خام قابل مصرف فوری نیستند و بخشی از آنها ممکن است شامل فرآوردههای نفتی یا ذخایری با محدودیتهای عملیاتی باشد.
با این حال، حجم بالای ذخایر، واردات متنوع از مسیرهای زمینی و دریایی و کاهش رشد تقاضای نفت، به چین حاشیه امنیت بیشتری نسبت به بسیاری از اقتصادهای بزرگ داده است.
ذخایر جهانی؛ عدد بزرگ، توان واکنش محدود
در مجموع، بازار جهانی نفت هنوز از ذخایر قابلتوجهی برخوردار است، اما فاصله میان «ذخیره روی کاغذ» و «نفت قابل عرضه» میتواند در صورت طولانی شدن جنگ اهمیت بیشتری پیدا کند.
آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکهای آژانس بینالمللی انرژی یک ضربهگیر مهم برای بازار ایجاد کرده است. با این حال، خود آژانس نیز این اقدام را راهکاری موقت میداند و تأکید دارد که بازگشت جریان منظم نفت از تنگه هرمز برای حل پایدار بحران ضروری است.
از سوی دیگر، وضعیت ذخیره راهبردی آمریکا نشان میدهد حتی بزرگترین ذخایر دولتی جهان نیز با محدودیت موجودی و زیرساختی روبهرو هستند. گزارش رسمی دولت آمریکا هشدار داده است که فرسودگی زیرساختها و عقبماندگی تعمیرات میتواند توان عملیاتی ذخیره را در آینده محدود کند.
بنابراین، اگر اختلال عرضه در ماههای آینده ادامه پیدا کند، فشار اصلی بازار تنها از کاهش حجم نفت موجود ناشی نخواهد شد. کاهش ظرفیت آزادسازی، محدودیت پالایشگاهها، پایین بودن ذخایر فرآوردهها و مشکلات حملونقل میتوانند همزمان عمل کنند.
در چنین شرایطی، طولانی شدن جنگ آمریکا و ایران میتواند آزمونی جدی برای ظرفیت واقعی ذخایر جهانی نفت باشد؛ آزمونی که نتیجه آن بیش از هر چیز به مدت اختلال در تنگه هرمز و سرعت بازگشت جریان عادی نفت به بازار بستگی خواهد داشت.
منبع: بازار





