صفحه اصلی » آخرین اخبار » پیامد انتشار تصاویر خصوصی در شبکه‌های اجتماعی/قربانیان بیش از مجرمان آسیب می‌بینند

پیامد انتشار تصاویر خصوصی در شبکه‌های اجتماعی/قربانیان بیش از مجرمان آسیب می‌بینند

انتشار تصاویر خصوصی و اطلاعات شخصی افراد در شبکه‌های اجتماعی، علاوه بر آسیب مستقیم به قربانیان، می‌تواند پیامدهای اجتماعی و روانی سنگینی به دنبال داشته باشد. یک جامعه‌شناس با اشاره به پدیده «مقصرنمایی قربانی» معتقد است فرهنگ آبرو، مردسالاری، انگ اجتماعی و ضعف حمایت‌های ساختاری می‌تواند قربانی را بیش از مجرم تحت فشار قرار دهد.

اخاذی و تهدید در فضای مجازی

به گزارش عصر تهران، انتشار تصاویر خصوصی و اطلاعات شخصی افراد در شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر به یکی از مصادیق آسیب‌زای جرائم فضای مجازی تبدیل شده است؛ جرائمی که در برخی موارد با اخاذی، تهدید، هتک حیثیت و فشار روانی بر قربانیان همراه می‌شود.

مدتی پیش فرمانده انتظامی لرستان از شناسایی و دستگیری اعضای باندی خبر داد که اقدام به انتشار تصاویر خصوصی افراد در شبکه‌های اجتماعی می‌کردند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، اعضای این باند در یک کانال تلگرامی با استفاده از الفاظ رکیک، قربانیان را خطاب قرار داده و تصاویر، شماره تماس و برخی اطلاعات مربوط به ارتباطات خصوصی آنان را منتشر می‌کردند.

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، این اتفاق ابتدا در شهرستان ملایر رخ داده و سپس به خرم‌آباد، بروجرد و برخی شهرهای دیگر گسترش یافته است.

در جریان رسانه‌ای شدن این پرونده، ادعاهایی درباره اقدام برخی قربانیان به خودکشی نیز مطرح شد که صحت آن در گزارش حاضر قابل تأیید یا رد نیست. همین موضوع، پرسش مهم‌تری را درباره پیامدهای اجتماعی چنین جرائمی مطرح می‌کند؛ اینکه چرا در برخی موارد، قربانی جرم بیش از فرد مجرم احساس ترس، شرمندگی و بی‌آبرویی می‌کند؟

مقصرنمایی قربانی؛ مسئله‌ای فراتر از یک پرونده قضایی

عالیه شکربیگی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، در تحلیل این موضوع، یکی از مهم‌ترین عوامل را پدیده «مقصرنمایی قربانیان» دانست.

به گفته وی، در جامعه ایران به‌ویژه درباره زنان و دختران، فردی که قربانی جرائمی مانند انتشار تصاویر خصوصی، هتک حرمت یا اخاذی می‌شود، گاهی بیش از مجرم احساس خطر و شرمندگی می‌کند.

شکربیگی معتقد است این مسئله ریشه در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و نهادی دارد و در شهرهای کوچک‌تر و جوامع سنتی که کنترل اجتماعی شدیدتر و حمایت‌های نهادی ضعیف‌تر است، می‌تواند نمود بیشتری داشته باشد.

وی با اشاره به مفهوم «فرهنگ افتخار» توضیح داد که در برخی جوامع خاورمیانه، مدیترانه‌ای و جمع‌گرا، آبرو و اعتبار خانواده و گروه اجتماعی اهمیت بالایی دارد و مفهوم ناموس نیز در این چارچوب با زنان پیوند خورده است.

از این منظر، زن یا دختر نه صرفاً به عنوان یک فرد مستقل، بلکه گاه به عنوان بخشی از اعتبار خانواده تلقی می‌شود. در نتیجه، وقتی فردی ناخواسته قربانی انتشار تصاویر خصوصی می‌شود، به جای آنکه مسئولیت متوجه مجرم باشد، ممکن است فشار اجتماعی متوجه خود قربانی شود.

فرهنگ آبرو چگونه فشار بر قربانی را افزایش می‌دهد؟

این جامعه‌شناس معتقد است در جوامع بسته، انتشار تصاویر خصوصی می‌تواند به یک بحران هویتی برای قربانی تبدیل شود؛ زیرا فرد علاوه بر آسیب ناشی از جرم، با ترس از قضاوت اطرافیان و طرد اجتماعی نیز مواجه می‌شود.

به گفته شکربیگی، در فرهنگ‌هایی که حفظ آبرو و حیا اهمیت زیادی دارد، ممکن است قربانی به اشتباه مسئول حفظ این ارزش‌ها شناخته شود. در چنین شرایطی، پرسش‌هایی درباره چرایی انتشار تصویر یا چگونگی دسترسی دیگران به آن، جای مسئولیت‌پذیری مجرم را می‌گیرد.

وی این وضعیت را با مفهوم «انگ اجتماعی» مرتبط می‌داند؛ وضعیتی که در آن قربانی با برچسب‌هایی مواجه می‌شود که می‌تواند هویت اجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهد.

نقش مردسالاری در عادی‌سازی رفتار مجرمانه

شکربیگی درباره نقش نگاه مردسالارانه در تداوم چنین جرائمی نیز گفت که ساختارهای پدرسالارانه می‌توانند در مقصر دانستن قربانیان نقش داشته باشند.

به گفته وی، در چنین ساختارهایی بدن و رفتار زنان گاهی به عنوان نمادی از مرزهای اخلاقی خانواده و جامعه تلقی می‌شود. در مقابل، رفتار مجرمانه مردان ممکن است با توجیهاتی مانند جوان بودن یا وسوسه شدن کم‌اهمیت جلوه داده شود.

این جامعه‌شناس تأکید دارد که چنین رویکردی باعث می‌شود هزینه اجتماعی جرم میان مجرم و قربانی به شکل نابرابری توزیع شود؛ به‌گونه‌ای که قربانی با فشار بیشتری مواجه شود، در حالی که مجرم با سرزنش اجتماعی کمتری روبه‌رو باشد.

شهرهای کوچک و سنگینی فشار اجتماعی

یکی دیگر از موضوعات مورد اشاره شکربیگی، شدت کنترل اجتماعی در برخی جوامع کوچک‌تر است.

وی معتقد است در محیط‌هایی که شبکه‌های خانوادگی و خویشاوندی گسترده‌تر هستند، شایعه و قضاوت اجتماعی می‌تواند به ابزار قدرتمندی برای کنترل رفتار افراد تبدیل شود.

این فشار برای زنان و به‌خصوص دختران جوان ممکن است پیامدهایی مانند انزوای اجتماعی، آسیب به روابط خانوادگی و نگرانی درباره آینده ازدواج ایجاد کند.

وی تأکید کرد که این شرایط در برخی موارد می‌تواند زمینه بروز بحران‌های شدید روانی را فراهم کند، هرچند درباره موارد مشخص خودکشی مرتبط با پرونده اخیر، اطلاعات ارائه‌شده در گزارش‌ها برای تأیید چنین ارتباطی کافی نیست.

قربانی؛ دوبار مجازات می‌شود

شکربیگی یکی دیگر از عوامل تشدیدکننده این وضعیت را گسترش شبکه‌های اجتماعی می‌داند.

به گفته وی، فضای مجازی مرز میان حوزه خصوصی و عمومی را کم‌رنگ کرده است. در چنین شرایطی، فرد ممکن است یک بار قربانی اقدام مجرمانه شود و بار دیگر به دلیل واکنش جامعه و بازنشر محتوای خصوصی، تحت فشار قرار گیرد.

این وضعیت زمانی پیچیده‌تر می‌شود که محتوای منتشرشده در فضای مجازی به سرعت بازنشر شود و کنترل آن از اختیار قربانی خارج شود.

ضعف حمایت‌های اجتماعی و حقوقی

این جامعه‌شناس همچنین بر نقش عوامل ساختاری و نهادی تأکید کرد و گفت قوانین و سیاست‌های موجود باید بتوانند از قربانیان جرائم مرتبط با آبرو و حریم خصوصی حمایت کنند.

وی ضمن اشاره به دستگیری باند اخیر، معتقد است برخورد قضایی با مجرمان ضروری است، اما برای حل ریشه‌ای مسئله کافی نیست و باید حمایت از قربانیان نیز در کنار برخورد با مجرمان تقویت شود.

به گفته شکربیگی، ضعف حمایت‌های اجتماعی، فرهنگی و حقوقی می‌تواند چرخه آسیب را تشدید کند و باعث شود قربانی پس از وقوع جرم با مشکلات بیشتری مواجه شود.

فضای مجازی؛ فرصت یا ابزار جدید جرم؟

گسترش شبکه‌های اجتماعی در کنار مزایای ارتباطی، زمینه‌های جدیدی برای سوءاستفاده از اطلاعات شخصی ایجاد کرده است.

انتشار بدون رضایت تصاویر خصوصی، تهدید، اخاذی و دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی از جمله رفتارهایی هستند که می‌توانند آسیب‌های جدی برای افراد ایجاد کنند.

از نگاه جامعه‌شناختی، مقابله با این جرائم تنها به برخورد انتظامی و قضایی محدود نمی‌شود و ارتقای سواد دیجیتال، آموزش خانواده‌ها و افزایش آگاهی کاربران نیز اهمیت دارد.

مقصرنمایی قربانی چگونه به تکرار جرم کمک می‌کند؟

شکربیگی معتقد است زمانی که هزینه اجتماعی و ادراک‌شده جرم برای مجرم پایین باشد، احتمال تکرار چنین رفتارهایی افزایش پیدا می‌کند.

وی با اشاره به نظریه «انتخاب عقلانی» و «یادگیری اجتماعی» گفت اگر فرد مجرم احساس کند رفتار او هزینه چندانی ندارد و در مقابل، قربانی بیشتر از او تحت فشار قرار می‌گیرد، زمینه اجتماعی برای تکرار جرم تقویت می‌شود.

به گفته این جامعه‌شناس، حوادث اخیر نشان می‌دهد برخی باندهای سازمان‌یافته در فضای مجازی ممکن است دقیقاً از ترس قربانیان از رسوایی سوءاستفاده کنند.

وی در عین حال تأکید کرد که این وضعیت به معنای پذیرش چنین نگرشی از سوی کل جامعه نیست و نباید همه خانواده‌ها و شهروندان را با این الگو یکسان دانست.

آموزش و حمایت؛ راهکار مقابله با چرخه آسیب

شکربیگی راهکار اصلی کاهش این آسیب‌ها را «تحول فرهنگی» دانست و گفت آموزش، رسانه، گفتمان عمومی، تقویت قوانین حمایتی و ایجاد شبکه‌های پشتیبان برای قربانیان باید همزمان دنبال شود.

وی بر ضرورت فراهم شدن دسترسی قربانیان به مشاوره، حمایت اجتماعی و در صورت نیاز خانه‌های امن تأکید کرد و افزایش سواد دیجیتال را نیز ضروری دانست.

به گفته این جامعه‌شناس، آموزش مهارت‌های مرتبط با حفظ حریم خصوصی و امنیت دیجیتال باید از دوران مدرسه آغاز شود. دانش‌آموزان باید با خطرات انتشار تصاویر خصوصی، روش‌های مقابله با اخاذی، شیوه گزارش‌دهی و اصول حفاظت از اطلاعات شخصی آشنا شوند.

«قربانی، مقصر نیست»؛ ضرورت تغییر نگاه اجتماعی

شکربیگی همچنین بر نقش رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی در تغییر نگاه جامعه تأکید کرد و پیشنهاد داد پیام‌هایی با محوریت حمایت از قربانی و نفی مقصرنمایی آنان در جامعه ترویج شود.

از نگاه وی، حمایت از قربانی نباید به معنای نادیده گرفتن مسئله یا بی‌توجهی به آسیب واردشده تلقی شود؛ بلکه باید مسئولیت اصلی متوجه فردی باشد که مرتکب جرم شده است.

وی همچنین بر تقویت گفت‌وگوی والدین و فرزندان، اصلاح و به‌روزرسانی قوانین متناسب با جرائم جدید، حفاظت قانونی از هویت قربانیان، جبران آسیب‌های اجتماعی و روانی و حمایت از آنان از سوی نهادهای دولتی و مدنی تأکید کرد.

مقابله با جرائم مجازی نیازمند رویکرد چندجانبه است

بررسی این پرونده از منظر اجتماعی نشان می‌دهد مقابله با انتشار غیرمجاز تصاویر خصوصی تنها با دستگیری مجرمان پایان نمی‌یابد.

برخورد قانونی با مرتکبان، افزایش امنیت فضای مجازی، آموزش کاربران، حمایت روانی و اجتماعی از قربانیان و تغییر نگرش عمومی نسبت به بزه‌دیدگان، مجموعه‌ای از اقداماتی است که می‌تواند به کاهش آسیب‌های این حوزه کمک کند.

در چنین رویکردی، قربانی نباید به دلیل جرمی که علیه او رخ داده است، بار دوم تحت فشار اجتماعی قرار گیرد. مسئولیت اصلی باید متوجه مرتکب جرم باشد و جامعه نیز باید میان «جرم» و «قربانی جرم» تفاوت روشنی قائل شود.

منبع: ایلنا

LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Twitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *